آبآب از سرش گذشته. آب ریخته جمع شدنى نیست. آب رفته به جوى باز نمى گردد. آب در كوزه و ما تشنه لبان می گردیم. آدمآدم زنده زندگى مى خواد. آدم ترسو هزار بار مى میره. آدم دانا به نیشتر نزند مشت. آدم عجول كار را دو باره می كنه. آشپزآشپز كه دو تا شد، آش یا شور میشه یا بی نمك. ارزانارزان خرى، انبان خرى. انگار انگار آسمون به زمین افتاده. اندكىاندكى جمال به از بسیارى مال. بى خبرىبى خبرى، خوش خبرى. شترشتر دیدى، ندیدى. عجلهعجله كار شیطان است. کاچىکاچى بهتر از هیچى. ناخن انگشتكس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من. گذشتهگذشته ها گذشته. كهنه دل آزار نو که اومد به بازار كهنه شده دل آزار. هیچ كارههمه کاره و هیچ كاره. نشیبهر فرازى را نشیبى است. ترسهرکه ترسید مرد، هر كه نترسید برد.
|